رفتی و رفتن تو ریتم دلم را به فنا داد پیسمیکر شدی و رفتنت آریتمی به ما داد تو که رفتی دو سه سکته شده روزانه و… Read more «مغازلهی پزشکانه در مثنوی»
دسته: Uncategorized
عشق بازی با گیتار
در قرنطینهی همهگیری کووید گاه همدمی نبود جز گیتار، و کاری نبود جز زخمه زدن به سیم و دست. بر سر غصه زدم از دو سه… Read more «عشق بازی با گیتار»
شکوه مادرم در مقابل دشت گل
مرا به دست نوازش به پات کردی بند شمیم مهر تو٬ مادر! وجود من آکند ز جان تو شدهام هست و از حضور تو مست که دشت… Read more «شکوه مادرم در مقابل دشت گل»
در باب رقص پرستاران در همه گیری کووید
بزم و دستافشانی این پهلوانان دلیر در لباس رزم همچون نر پلنگ و ماده شیر لرزش آن شانهای کز بار بیخوابی نَخَست لرزه اندازد به اردوگاه جهل… Read more «در باب رقص پرستاران در همه گیری کووید»
در هیجان شعر دماوند شروین
شروین عزیز چه زیبا در وصف غارتگران دماوند گفت. من هم برانگیخته شدم چند خط به شروین اضافه کردم دماوند جنبید به خود کمی دماوند / پس… Read more «در هیجان شعر دماوند شروین»
یادبود خاله زری عزیزم
سایه از ما برکشید و رفت تا دیدار یار در نبود سایهاش سوزد تنم، دل داغدار مهر میورزید و ما را مهربانی یاد داد مادری کرده به… Read more «یادبود خاله زری عزیزم»
دوست
دلی رنجاندم و گفتم ببخشید ببخش و شید را نشنیده بخشید فقط آمادهی بخشیدنم بود رفیق جان من بود، از تنم بود گل است او، خار او… Read more «دوست»
زندگی
صبح روز بعد چشمم باز شد باز بیداریم و روز آغاز شد در سرم دیشب سوالی قبل خواب آمده تا صبح، اما بی جواب شب شدن یعنی… Read more «زندگی»
مثنوی شهلا و پریچهر
«رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن» هندوانه هر دو با یک دست خود برداشتن چون دو تا شد هندوانه دست دیگر شد پدید در… Read more «مثنوی شهلا و پریچهر»
هوای غزل
ز درد خود چه بنالم به جز رثای غزل نمانده در نفس عشق، جز هوای غزل به نالهام سختی جز کلام و نام تو نیست که نام… Read more «هوای غزل»