آن روزها دنیا را یک جور دیگر میدیدم. دنیای ایدهآلی در ذهن داشتم و هر ناهماهنگیِ دنیای واقعیت با دنیای ایدهآل خیال من آشوبی در سرم ایجاد… Read more «غیرت»
وبلاگ
انجمن شاعران
روزی که به انجمن شاعران ایران (دفتر شعر جوان) دعوت شدم این شوخی منظوم را تقدیم به اساتید خانه شاعران نوشتم و خواندم. مژدهای دارم اگر گوش… Read more «انجمن شاعران»
مرثیه
در فاصله چند ماه دو نفر از دوستانم همدانشگاهی را از دست دادیم. نیکو قربانی حوادث جاده شد و عمّار در بستر خود صبح بیدار نشد. برای… Read more «مرثیه»
توبهی زهد
دوباره درد غریبی به جان من افتاد ز نالهام غزلی بر زبان من افتاد دوباره یاد خدایی که عاشقش نشدم چو موریانه جان بر روان من افتاد… Read more «توبهی زهد»
درخت آدم
تقدیم به آدمهایی که قربانی جنگ شدند و به مردنشان عادت کردهایم یک برگ از درخت من امروز زرد شد افتاد و رقص مردن او شعر درد… Read more «درخت آدم»
خاطرههای سهراب
نوشتهای مربوط به سال های آخر دهه هفتاد «قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این شهر غریب» در پی خاطرههای سهراب حرکت… Read more «خاطرههای سهراب»
عروض
کمی با اوزان عروضی بازی کردم. مصرع اول بیت اول با وزن فاعلاتن که متناسب با دوبیتی مصرع اول بیت دوم با افزوده شدن یک هجای «بر»… Read more «عروض»
پزشک
اولین کشیک شب دوره انترنی در بخش زایمان شب خاطرهانگیزی بود. اولین تجربه من به عنوان پزشک زایمان احساسات مرا، بر خلاف اصول حرفهای، تحت تاثیر قرار… Read more «پزشک»
گل عاطفه
از زمانی که گُل عاطفهام پرپر شد ساقهام در وزش یاد تو محکمتر شد سخت و بیبرگ به من عمر چو پاییز گذشت مهر من رفت و… Read more «گل عاطفه»
زروان
دوست خوبم شروین که گروهی از بهترینها را گرد آورده و جمعی ساخته پر از نیکی، مرا به پیوستن به این جمع فراخواند. چون کارهای این انجمن… Read more «زروان»