یادم نیست اولین بار که چیزی نوشتم که شبیه شعر بود چند سالم بود. میدانم بین ۱۲ تا ۱۵ ساله بودم چون در دورهی مدرسهی راهنمایی علاقهمند شدم و قصد نوشتن به ذهنم آمد. ولی قصد نگه داشتن نوشتهها را نداشتم. یادم نیست چرا، ولی یادم هست که روزی که نهال، خواهرم چند سال بعد چند برگ کاغذ به من داد که از سطل زباله اتاقم بیرون کشیده بود و نگه داشته بود خواندن نوشتههای قدیمی خودم برایم جالب بود و تصمیم گرفتم دیگر شعری را دور نریزم. این پایان گم کردن نوشتههایم نبود. مجموعه شعرم چند دفتر پاره و مشتی کاغذ لای صفحاتش بود و زیاد پیش میآمد که یادم به یک شعر قدیمی بیفتد و بین کاغذها پیدایش نکنم. یا جملاتی در قسمت پاره شده کاغذ باشند که یادم نیاید چه بودند.
این وبلاگ را مینویسم تا دیگر شعری را گم نکنم، نوشتههایم را برای دوستانم که مایلند بخوانند در دسترس بگذارم و خودم نیز به لطف دنیای دیجیتال و اینترنت همیشه دفترم را به همراه داشته باشم.