روزی که به انجمن شاعران ایران (دفتر شعر جوان) دعوت شدم این شوخی منظوم را تقدیم به اساتید خانه شاعران نوشتم و خواندم.
مژدهای دارم اگر گوش شنیدن دارید
تحفهای دارم اگر فرصت دیدن دارید
شاد باشید که در جمع خود از این ساعت
شاعری حاذق و خوش ذوق چنان من دارید
اینک از فضل بشر، شعر و غزل، ذوق و هنر
خوش به احوال شما باد که مخزن دارید
گر شما سر چمان ادب و شعر شدید
به میان حال نهالی به چمیدن دارید
شمع جمع است، به گردش همه پرواز کنید
مثل پروانه اگر بال پریدن دارید
تا دهان باز کند، شعر خود آغاز کند
حس پرواز و به معراج رسیدن دارید
طاهران پیش در مکتب او عریانند
چه عجب زان که شما جامه دریدن دارید
پای در راه گذارید و به او بشتابید
سالها هم که اگر پای دویدن دارید
گر نوید آید و افکار شما انگیزد
راستی در ره و دل سوخته در تن دارید
این بشارت عجبا در دلتان راه نیافت
گو که در راستی داعیهام شک دارید
مژدهام گوش نکردید، کنون تحفه دهم
که زمان تنگ شد و عزم به رفتن دارید
تحفهام شعر من و خط من و ذوق من است
دو قِران است اگر قصد خریدن دارید