بهار

بعد از تحویل سال، پیش خانواده و اقوام عزیز در راه برگشت از هلند از میان مراتع چشم‌نواز و دلربا قریحه‌دانم سر رفت:

 1395بهار

امروز پر از بوی بهار است، بهار است
سبزی به زمین، میوه به بار است، بهار است
صد غصّه و صد شادی اگر هست در عالم
امروز به هیچ است و هزار است، بهار است
انگار که سرما زده بود اختر و طالع
امروز ولی بختِ قمار است، بهار است
دیروز نبود عشوه‌گری در سر یارم
از دوش ولی غمزه به کار است، بهار است
در نغمهٔ بادی که در آن سبزه برقصد
گو هلهلهٔ تمبک و تار است، بهار است
گاهی نظر اندازد و گه پلک ببندد
خورشید که آن چشم خمار است، بهار است
گه تابش کم کم و گهی بارش نم نم
این سبکِ همان عشوهٔ یار است، بهار است
سرمستی خلقت تو ببین جام به کف گیر
امروز خدا باده‌گسار است، بهار است
نغز است طبیعت که نهالیش نوید است
زیبا چو نگین است، نگار است، بهار است

بیان دیدگاه